حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

275

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

19 [ كفرت بدين اللّه و الكفر واجب علّى ] كفرت بدين اللّه و الكفر واجب علّى * و عند المسلمين قبيح منابع ديوان الحلاج ، ص 106 ، به نقل از نسخهء خطى قازان ، ص 16 . مجموعة النصوص ، تحرير ماسينيون ، ص 59 . زبدة . . . عين القضاة همدانى ، ص 68 . جواهر مجلد 4 ، ص 102 ، نسخهء خطى لندن ، ص 560 . نسخهء خطى ولى الدين ، ص 163 . رياض العلماء ، رضا قلى ، شماره 10 ، اخبار الحلاج . تحقيق لوئى ماسينيون و پاول كراوس ص 99 . رسائل ابن عربى ، رسالة الى الامام الرازى ، مجلد 1 ، ص 13 . لغات الكفر : به معنى لغوى آن پوشاندن است و احتمال دارد منظور حلاج اين باشد كه دين خدا را مخفى كردم يا پوشاندم ( دين حقيقى ) و آن را ظاهر نكردم يا دين به معنى راه و اسرار الهى باشد . تحقيق 1 . ابن عربى در تفسير اين بيت مىگويد كه حلاج به بعضى از شاگردانش مىنوشت : سلام بر تو اى فرزندم ، خداوند ظاهر شريعت را از تو پوشاند و حقيقت كفر را براى تو آشكار كرد ، پس ظاهر شريعت شرك پنهان است و حقيقت كفر ، معرفت آشكار است . 2 . احمد ابن عطاء بن هاشم كرخى گويد : شبى به بيابان رفته بودم . حلاج را ديدم كه با سگى به سوى من آمد ، رو به او كردم و گفتم : سلام اى شيخ . گفت : اين سگى است گرسنه ، برو بره‌اى بريان و دو قرص نان سفيد بياور من اينجا ايستاده‌ام تا برگردى . من رفتم و آوردم ، حلاج پاى سگ را بست و آن بره و نانها را پيش سگ افكند تا همه را خورد ، آنگاه حلاج پاى آن را گشود و آزاد كرد . و به من گفت : چند روزى است كه نفس اين غذاها را از من مىخواهد و من با آن مخالفت مىورزيدم تا امشب كه مرا براى به دست آوردن آن از خانه بيرون كشانيد ولى خدا مرا بر نفس چيره كرد و آنگاه به وجد آمد و اين بيت را سرود . ( اربعة النصوص ، ص 197 ) .